خاطرات عارف الی الله شهید آرزومند قسمت هشتم

*مزد خدمت به استکبار*
دکتر سعید ایرانمنش: در محضر آقای آرزومند نشسته بودم که ایشان پس از تأملی با عصبانیت فرمودند: اگر امام زمان(عج) فرمان میدادند و من این اجازه را از سوی ایشان داشتم ، این عدّه ای که در مجلس نشسته اند و خون به دل مقام معظم رهبری می کنند اعدام میکردم تا پایانی باشد بر زندگی ننگباری که دارند و مزد خدمتشان به استکبار همین کار است.  و بعد ایشان سکوت اختیار نمودنند و من هم مثل همیشه میدانستم در پشت حرفهای ایشان مطلبی نهفته است و حتماً اتفاقی در مجلس رخ داده است که آقای آرزومند که  معمولاً حرف سیاسی کمتر میزنند این چنین برخوردی دارند لذا از ایشان درباره این حرف هایشان و عکس العملی که داشتند سوال نکردم و یادم نیست همان روز یا روز بعد از تلویزیون اعلام کردند که عده ای از نمایندگان مجلس ششم به اصطلاح خودشان می خواستند جام زهر را به  مقام معظم رهبری حفظه الله بدهند تا ایشان از رهبری  کشور کناره بگیرند. وبرای من جای تعجب بود ، خبری که هنوز  به صورت علنی  انتشار پیدا نکرده بود از زبان آقای آرزومند به این صورت شنیدم.

 

*این بچه رفتنی است *
جناب آقای علی حسنی:
روز شهادت امام رضا علیه السلام توی خانه حاجی مراسم سوگواری بر پاشده بود و من به اتفاق برادرم ، پسرش را  که بر اثر یک بیماری بسیار نادر از سن طفولیت تمام بدنش دچار فلج شده بود نیز به جلسه آوردیم .سخنران جلسه حجة السلام حسین تهرانی هنگامی که فضای مجلس را آماده دید از سادات  در خواست کرد صدر جلسه بیایند تا به آبروی آنها شفای این کودک را از امام رضا علیه السلام بخواهد.سادات دور هم جمع شدند و شروع به عزاداری کردند تمام جلسه غرق ناله و فغان شده بود و همه از امام رضا علیه السلام شفای برادرزاده ام را می خواستند . در همین اثناء نگاهم افتاد به گوشه ای از اطاق که حاجی نشسته بود و با تعجب دیدم ایشان زیر لب میخندد و این در حالی بود که فضای جلسه را اندوه و ماتم فرا گرفته بود.  فوراً کنار ایشان آمدم و علت این گونه عکس العمل ایشان را جویا شدم . ایشان فرمودند:این جمعیت می گوید ما شفا ی این بچه را می خواهیم اما از آن طرف میگویند این بچه رفتنی است و باید بیاید .و همانطور که ایشان فرموده بودند برادرزاده ام دار فانی را پس از مدتی کوتاه وداع گفت و از این جهان رخت بربست.

*راهپیمایی روز قدس*
مهدی اسدی:
آقای آرزومند میفرمودند:این تکبیرها و فریادهای مرگ بر اسرائیل و آمریکا که در روز قدس بلند می شود در حقیقت تیرهایی است که بر پیکر این شیاطین اصابت می کند و ان شاءالله در آینده ای نزدیک اسرائیل نابود می گردد وآمریکا هم مثل نانی که وسط آن خورده شده و اطراف آن مانده ؛ از  درون متلاشی و تکه تکه  میشود
از حاجی سوال می کردیم چرا با این حال در راهپیمایی ها شرکت می کنید می فرمودند: شرکت من در راهپیمایی برای این است که در قیامت بازخواست می شوم،میخواهم روز قیامت شرمنده نباشم.

 

*ثروتمند می شدید*
مهدی اسدی:
 روزی برای عیادت از آقای آرزومند خدمت این مرد بزرگوار رسیدم و هدیه ای ناچیز تقدیم شان نمودم و هنگامی که قصد خروج از منزل ایشان را داشتم ایشان مبلغی به عنوان تبرک  و تیمم به اینجانب دادند  و از خداوند خواستند که بر مال و ثروت من بیش از پیش افزوده شود. (آقای آرزومند عادت داشتند از هرکسی که، هدیه قبول میکردند بلافاصله جبران مینمودند به عنوان مثلال مبلغی پول به عنوان تبرک و تیمم به آن شخص میدادند) بعد از جدایی از آقای آرزومند به منزل مراجعت نمودم و از آن زمان هرشب به محض چشم برهم گذاشتن، خواب نجاسات میدیدم و این اتفاق چند روزی تکرار شد و بر ذهنم خطور کرد، شاید مبلغی که از آقای آرزومند گرفته ام مشکلی داشته که هر شب در خواب، نجاسات را میبینم. لذا همان مبلغ را در داخل صندوق صدقات انداختم و جریان را برای آقای آرزومند بازگو نمودم . ایشان باز شنیدن این واقعه ، با خنده فرمودند:فلانی قرار بود به برکت مبلغی که من به شما داده ام، ثروت شما زیاد بشود ، دیدن این قبیل خوابها دلالت بر افزایش مال و ثروت می کند،به برکت دعا و مبلغی که من از پاکترین منبع که هم حلال بود و هم خمسش داده شده بود به شما داده بودم ،دربِ این روزی های دنیایی به روی شما گشوده میشد اما شما......!

*آرزوی شهادت *
رسول اکرم صلى الله علیه و آله :
مَن سألَ اللهَ الشَّهادَةَ بِصِدقِ بَلَّغَهُ اللهُ مَنازلَ الشُّهَداء وَ إن ماتَ عَلَی فِراشِهِ.
هر که صادقانه از خداشهادت مسألت کند خداوند او را به جایگاه شهیدان می رساند حتی اگر در بستر خود بمیرد.بحارالانوار ج67 ص 201
مهندس علی ایرانمنش:
یکی از دوستان از آقای آرزومند التماس دعا خواستند که عاقبت امرش به شهادت ختم گردد؟حاج آقا فرمودند: چون  آرزوی شهادت داری و از خدا توفیق شهادت خواسته ای چه در راه خدا کشته شوی و یا به مرگ طبیعی بمیری ،خداوند تو را جزء شهدا محشور می کند و  عجیب اینکه حاج آقا فرمودند: من همین الان تو را در محشر در صف شهدا می بینم. و نیز یکی از دوستان صدیق می گفت:من طبق احادیث یکسال مداومت بر خواندن سوره نباء کردم تا حج روزیم شود ولی نشد،مطلب را با حاج آقا در میان گذاشته و ایشان فرموده بودند:برایت یک حج روزی شده است(به نظر می رسد این حرف بدین معناست که یا در زندگیت بخاطر این عمل به حج می روی و یا اگر به ظاهر نرفتی خدا یک حج در پرونده عملت می نویسد، والله اعلم).

 

*شیوه گدایی*
اباالفضل آرزومند فرزند شهید نقل میکنند:  
به اتفاق پدرم برای استماع دعای کمیل به هیئت فاطمیون که برادرم علی اصغر مداح آن هیئت است، رفته بودیم.  بعد از اتمام دعا یکی از بچه های هیئت به نام محمد جواد حسنی که چند سال بعد به  شهادت رسید به استقبال پدرم آمد و بعد از احوال پرسی ، از پدرم خواستند تا توسلی به امام جواد علیه السلام داشته باشند و از آن امام حاجت دنیایی که داشتند درخواست کنند و پدرم نیز با شنیدن حرف های ایشان از او خواستند تا در فلان شب و ساعت مشخص ، بیدار شوند و به تهجد و تضرع به درگاه حق تعالی بپردازند تا انشاءالله حاجتش برآورده شود. شهید حسنی قبول کردند که در آن شبی که پدرم گفته بودند.بیدار شوند و اعمال گفته شده را انجام بدهند.
شب جمعه ای دیگر، باز بعد از دعای کمیل ، شهید حسنی کنار پدرم آمدند و به ایشان گفتند : حاجت ما چه شد ؟ما که اثری از اجابت دعایمان ندیدیم .پدرم زیر لب شروع به خندیدن کردند و فرمودند:آیا آن شبی که گفتم بیدار شدی؟نه مثل اینکه در خواب ناز بودی!. شهید حسنی شروع به خندیدن کردند و تصدیق کردند که آن شب خوابیده بودندو اصلاً قرارشان را آن شب از یاد برده بودند. پدرم باز با خنده ای ملیح فرمودند: بنده خدا من آن شب بیدار بودم و برای شما دعا میکردم و بعد از نماز شب ، از سمت قبله حضرت جوادالائمه علیه السلام به طرف من آمدند و فرمودند: این آقایی که شما گفتید حاجت دارند در خواب هستند و بعد ایشان رفتند. و منظور آقا این بود که شما می بایست اگر حاجتتان مهم و ضروری بود ، غفلت نمی کردید و برای برآورده شدن آن کمی تلاش میکردید و بیدار می ماندید. گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟

 

*توفیق طلبگی*
یکی از فرزندان معظم شهدا که در لباس روحانیت مشغول تعلیم وتبلیغ علوم و معارف  اسلامی است . از جناب آقای آرزومند چنین سخن میگوید:
وقتی که خداوند متعال به من بچه ای عنایت کرد .آمدم خدمت آقای آرزومند ایشان بدون اینکه پدرم را دیده باشند یکی از مشخصات  ظاهری او را برایم توصیف کردند و فرمودند:پدرتان اینجا است وچهره اش خندان است ، متوجه باشید که پدرتان همیشه مراقبتان است و دائماً همراه با شما حاضر است .حاجی بسیار طلبه ها را دوست داشتند و احترام زیادی برای آنها قائل میشدندو می فرمودند توفیق طلبگی به هر بنده ای اعطاء نمی شودو طلبگی توفیق میخواهد و طلبه نظر کرده است. واگر شما طلبه ها میخواهید که امام زمانتان دعایتان کند دو مسئله را همیشه برای مردم در هر زمان بازگو نمایید . یکی مسئله تقلید کردن از مجتهد جامع الشرایط و دیگری مسئله تعیین سال خمسی و پرداخت خمس.

*سیاه دانه*
دکتر سعید ایرانمش:
توی مغازه عطاری آقای آرزومند نشسته بودم و حاجی مثل همیشه ،من را مهمان گفته های گهربار خودشان کرده بود.توی همین حین جوانی وارد مغازه شد و طلب مقداری سیاه دانه کرد و حاجی هم به او داد و جوان با گرفتن سیاه دانه و پرداخت وجه آنها رفت .پس از گذشت دقایقی کوتاه، زنی وارد مغازه شد و او هم مقداری سیاه دانه طلب کرد و حاجی به او گفتند:سیاه دانه تمام کرده ایم.پس از رفتن آن زن به فکر فرو رفتم که حکمت این کار حاجی چه بود که به آن جوان سیاه دانه داد ولی به آن  زن ندادند.که حاجی خودشان فرمودند: چه دوره زمونه ای ، آن جوان آمده بود که آن سیاهدانها را برای تقویت کبوترهایش قاطی گندم ها به  آنها بدهد ، اما آن زن میخواست برای درست کردن جادو و دعا از سیاهدانه استفاده کند ،برای همین به او سیاهدانه ندادم.

*مهمانی*
لقمان حکیم فرمود:مرد خردمند باید در بین خانواده‏اش مانندکودک باشد و رفتار مردانه را براى خارج منزل بگذارد     محجة البیضاء ج 2 ص 54     
همسر شهید آرزومند نقل میکنند:یک روز حاج آقا زنگ زدند منزل و فرمودند: امشب مهمان داریم ، باید شامی در خور مهمانهایمان تهیه کنیم . خودشان میوه و سایر مواد لازم  را برای طبخ غذا از بیرون خریدند و به من فرمودند امشب خورشت فسنجان درست کنیدو  دوباره به  محل کارشان بازگشتند. شب بر خلاف گذشته زودتر به خانه آمدند و جعبه ای از شیرنی در دستشان بود و من از ایشان سوال کردم ،،مهمانها کی می آیند ، اصلاً امشب چه کسی مهمان خانه ماست که چنین تدارک مفصلی دیده اید ، ایشان با خنده ای که بر لبانشان نقش بسته بود فرمودند: امشب خودمان مهمان خودمان هستیم ،بچه ها را صدا بزنید تا در این مهمانی خودمانی شرکت کنند.

 

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...