خاطرات عارف الی الله شهید آرزومند قسمت یازدهم

*رضایت کامل پدر و مادر*
دکتر سعیدایرانمنش نقل میکنند: به اتفاق شهید آرزومند بر سر مزار یکی از شهدا برای قرائت فاتحه رفتیم و حاجی بعد از چند دقیقه ای تأمل فرمودند : خیرات و هدایای معنوی که از اینجا برای شهید میفرستند به دستش نمیرسد ، این شهید مقامش خیلی بالا نیست، باید علتی داشته باشد و پس از آنکه جویای علت شدند فهمیدیم که شهید تمام زندگی اش را وقف شرکت در مراسم مذهبی در هیئت ها کرده است و پدرشهید از شرکت  فرزندشان در این هیئت ها رضایت کامل نداشته اند و حاجی میفرمودند : پدر و مادر باید از دست فرزندش راضی باشند ، هرچند کافرباشند. و بعد به اتفاق حاجی خدمت پدر شهید رسیدیم و از ایشان رضایت کتبی برای عفو فرزندش گرفتیم و مدتی بعد که بر سر مزار شهید حاضر شدیم حاجی فرمودند : از این به بعد خیرات به صورت احسن به دست شهید می رسد.

دیدار با خانواده شهداء*
سید محمد مهدوی:
چند سال پیش آقای آرزومند شب هنگام به منزل ما (منزل شهید سید اکبرمهدوی) آمدند و پس از احوال پرسی و استراحت، چنددقیقه ای مشغول ذکر مصائب اباعبدالله الحسین علیه السلام شدند و یادم است آن شب همراه خودشان مقداری برنج و روغن هم آورده بودند و باور من این است که ایشان به سفارش خود شهدا به خانواده ایشان سرکشی می کردند ، چون  بعدها در جلسه ای که سخنرانی می کردند، از ایشان شنیدم که روزی، یکی از شهدا از من خواستند که با خانواده اش  دیداری داشته باشم واز آنان دلجویی نمایم.

*شهیدکمیل ابوالقاسمی*
شیخ طوسی از ابی بصیر روایت کرد ، که گفت : در محضر امام صادق (ع) در حج بودم تا  درمدینه قبر پیامبر (ص) را زیارت نمودم و عرض کردم : ای پسر رسول خدا ! چگونه است جا به جا کردن مردگان و دیگری را به جای او قرار دادن ؟ امام فرمود : « ای ابی بصیر ! خداوند متعال هزار فرشته آفرید که آنان را فرشتگان { نقاله } گویند ، و در شرق و غرب زمین هستند ، پس می گیرند مردگان را و هر یک را در جای مناسب اش به خاک می سپرند ، آنان جنازه میت را از تابوت اش گرفته و میت دیگری را به جای اش می گذارند . به گونه ای که شما آگاه نیستید و نمی دانید ، این کار بعید نیست و خداوند به بندگان ستم روا نمی دارد . » ( بحار ، ج 6 ، ص 472)
 
اباالفضل آرزومند:
به همراه پدرم در گلزار شهدای کرمان مشغول زیارت قبور مطهر بودیم، تا اینکه رسیدیم بر سر مزار شهید کمیل ابوالقاسمی ، یکی از شهدایی که در حادثه تروریستی سال 82 ه.ش در روز عاشوراء در کربلا معلی به درجه رفیع شهادت نائل گردید.پدرم بعد از قرائت فاتحه فرمودند: من حاضرم به هر که خواستید نوشته و تعهد بدهم که این قبر را نبش کنند و ببینند که کمیل در این قبر نخوابیده و بلکه شخص دیگری است ، فرشتگانِِ نقاله، بدن شهید کمیل را به کربلای معلی انتقال داده اند و او در جوار ارباب و مقتدایش اباعبدالله حسین علیه السلام آرمیده، این میّتی که اینجا به جای کمیل گذاشته اند ، از من می خواهد تا برایش دعا کنم ،تا شاید دوباره بدنش را به کربلا برگردانند.

*بروید عالم بشوید*
پیامبر  اکرم (ص):برتری عالم برعابد همچون برتری ماه در شب بدر بر سایر فرشتگان است.
مهدی اسدی:
در گلزار شهدای کرمان ، فرزند یکی از شهدا که مدرک پزشکی هم داشت از آقای آرزومند سئوال کردند:از پدرم سئوال می کنیدکه آیا  رشته پزشکی ام را ادامه بدهم یا به دنبال علوم دینی بروم ؟ آقای آرزومند فرمودند:پدرتان می گویند:بروید عالم بشوید. و چند دقیقه بعد وقتی  این سئوال را آقای آرزومند از شهید مغفوری در کنار قبرشان پرسیدند، باز ایشان فرمودند: شهید مغفوری هم می گویند بروید عالم بشوید(عالم دینی)

*علت سلب توفیق*
مهدی اسدی:
گلزار شهدای کرمان، با جناب آقای آرزومند بر سرتربت پاک شهید علی اصغر ناظمی مشغول خواندن فاتحه  بودیم، که یکی از دوستان به حاجی گفتند از شهید ناظمی سوال کنید چرا من نمی توانم به درجات عالی معنوی برسم و دائماً درمعنویات رو به  سمت پایین حرکت میکنم،علی رغم اینکه در انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات کوشا هستم ؟
جناب آقای آرزوند بلافاصله فرمودند:شهید میگوید: شما اعمال زیادی انجام میدهید اما شما همه آنها را با یک عمل ناپسند از بین میبرید .مثال شما مانند کوزه ای است که به زحمت از آب پر میشود اما قبل از اینکه از آب آن استفاده شود کوزه را شکسته و توقع دارید که هنوز از آب آن کوزه بنوشید .شما همانطور که گفتم اعمال زیادی انجام میدهید اما شما با بی احترامی به همسرتان چه بسا ناخواسته و آزردن ایشان حتی با یکه کلمه و حرفی که گفتن آن جایز نیست باعث میشوید که هر چه که رشته اید پنبه شود. لذا سعی کنید همیشه مراقب اعمال و کردارتان باشید. واحترام ایشان را نگه بدارید که سلب توفیق شما از آنجاست که خواسته یا ناخواسته همسرتان را آزرده خاطر میکنید.

*زکریابن آدم(ره)*
مهندس علی ایرانمنش:
 آقای آرزومند در قبرستان شیخان در برخورد با مزار زکریابن آدم چنان احساساتی نشان دادند که ما تا آن زمان ندیده بودیم حتی نزدیک بود ، با دیدن ایشان از پشت به زمین افتد که دوستان مانع شدند، و زیاد از ایشان گفتند:از عظمت ایشان،از مقرب بودن ایشان نزد اهلبیت علیهم السلام،وگفتند: مثل این آقا کم است، مثل اینکه قرب و عزت زکریابن آدم بواسطه شاگردی چند امام معصوم و بهره وری بدون واسطه ایشان از آن حضرات می باشد،حاج آقا از حضرت تمنا کردند:که از خدا بخواهید،امام زمان علیه السلام،موقع مردن بالای سرما تشریف بیاورند، ما رو سیاه از دنیا نرویم،روسفید از دنیا برویم.سپس گفتند:آقا دارد برای همه دعا می کنند(نه فقط جمع خودمان) سفارش کردند:همیشه یاد آقا باشید.
درهمین مکان بود که جمله ای فرمودند که باعث تعجب ما شد، حاجی گفتند:کاش من سگ آقا بودم تا بتوانم،زیاد پیش آقا رفت و آمد کنم و نیز با دین ایشان آدم می خواهد خون گریه کند از شدت هیجان و علاقه.

*نگهبان کلیدها*
فرزند جناب آقای آرزومند نقل میکنند. برای شرکت در مراسم دعا به سمت خانه پدر شهید علی  اصغر ناظمی که فاصله ای تا خانه ما نداشت  به  همراه پدرم که روضه خوان آنجا بود حرکت کردیم .هنگامی که به نزدیکی های خانه شهید رسیدیم .پدرم با تعجت فرمودند: چرا شهید علی اضغر دم در خانه پدرشان ایستاده و وارد خانه نمیشود.بی شک علتی دارد. وقتی که آنجا رسیدیم مشاهده کردیم که خانواده شهید فراموش کرده اند کلید منزل را از روی در بر دارند و شهید به گفته پدرم در کنار در نگهبان کلیدها بود.

*ارتباط روحی*
اباالفضل آرزومند فرزند شهید نقل میکنند:  
پدرم محبت و علاقه زیادی نسبت  به ساحت مقدس آیت الله بهجت رحمةالله علیه داشتند و یکی از آرزوهایی که در  ظاهر به آن دست نیافتند ، این بود که فرصتی پیش بیاید و با آن مرجع بتوانند دیداری خصوصی داشته باشند.لذا از آنجایی که من آرزوی ایشان را میدانستم ، از ایشان سوال کردم آیا می توانید با ایشان ارتباط روحی برقرار نمایید. پدرم بعد از لحظاتی فرمودند: الان صورتی از ایشان جلوی من است. نمی دانم ایشان چگونه به این مقام بالای عرفانی رسیده اند. از ایشان(آیت الله بهجت) برای خودشان ذکری برای بالا بردن درجه معنویشان دریافت کردند و من نیز از پدرم خواستم تا برای من نیز ذکر و دستورالعملی بگیرند. پدرم گفتند :  آیت الله بهجت می فرمایند : در مفاتیح الجنان هر آن چه میخواهید می یابید.اما مداومت داشته باشید بر صلوات بر محمد و آل محمد و همچنین لعن بر دشمنان اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام.

*برتری عالم*
مهندس علی ایرانمنش:
ایشان نسبت به شهید حجة الاسلام شیخ علی ایرانمش مدیر کل آموزش و پرورش استان کرمان که در سال 65 توسط منافقین در نزدیک خانه شان به شهادت رسیدند، بیان داشتندکه جایگاه شهید بسیار با عظمت و فوق العاده است و حاجی این شهید را دارای درجه ای رفیع می دانستند و علت آنرا عالم بودن ایشان بیان می کردند. حاجی می فرمودند:شیخ علی را در عالم برزخ به صورت روحانی می بینم،یعنی عمامه به سر،قبا پوشیده،همراه با عبا و معنای اینگونه دیدن را اینگونه بیان می کردند:که خداوند سبحان این شهید را به عنوان عالم قبول کرده اند. و در مورد  جایگاه آن شهید می گفتند: اگر برای آن شهید یک دوره تسبیح، صلوات بفرستید،حاجتتان را برآورده خواهد کرد چون نزد خدا مقرب است.
به طور کلی حاجی علماء را بالاتر از دیگران می دانستند و گاهی که بحث مقایسه بین بعضی از عرفای نامی قرون اخیر می شد که بسیار کرامات از آنها صادر شده را مثلاً با مرحوم سید علی قاضی(ره)می فرمودند:آنها را اصلاً با مرحوم قاضی(ره) مقایسه نکنید، آنها کجا و ایشان کجا ، در مورد حضرت امام خمینی(ره) می فرمودند:برپیشانی ایشان ستاره ای می درخشید که در هیچکدام از علمای شیعه و جود نداشت.

 

حق الناس*
عَنْ أبی جَعْفَر (علیه السلام) قالَ: کُلُّ ذَنْب یُکَفِّرُهُ الْقَتْلُ فی سَبیلِ اللهِ إلاّ الدَّیْنِ فَإنَّهُ لا کَفّارَةَ لَهُ إلاّ أداءُهُ أوْ یَقْضی صاحِبُهُ أوْ یَعْفُوَ الَّذی لَهُ الْحَقّ.
امام باقرعلیه السلام فرمود : شهادت در راه خدا کفاره هر گناهی است مگر بدهکاری مالی که کفاره آن ادای آن، یا پرداختش به وسیله آشنا و همراه او یا بخشش طلبکار است.


مهدی اسدی:
آقای آرزومند می فرمودند:موقع دفن پیکر پاک یکی از شهدا دیدم که چهارده معصوم حاضر شدند و شهید را تا خانه قبر همراهی نمودند و پس از رفتن آن نفوس مقدس دیدم که شهید در خانه قبر در جایگاهی که در شأن و منزلتش نیست سکنی نموده .به فکر فرو رفتم ، چرا این شهید با این مقام معنوی که اهلیبت عصمت و طهارت علیهم السلام برای تشیع جنازه اش حاضر شده اند، در قبر چنین جایگاهی دارد ، و دریافتم که حتماً حق الناسی بر ذمه شهید است لذا به برادر شهید موضوع را اطلاع دادم و ایشان نیز بدهی های شهید را پرداختندو پس از مدتی که بر مزار شهید حاضر شدم دیدم ، شهید از آن وضعی که داشت بیرون آمده و بعداً میدیدم بسیاری دیگر از شهدا و یا امواتی که حق الناسی بر گردنشان است ، در آن دنیا گرفتارند

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...