نهضت نهج البلاغه خوانی در هیأت

               سخنران:حجت الاسلام مهدوی ارفع

عنوان: نهضت نهج البلاغه خوانی در هیأت                 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تبریک عرض می کنم ایام دهه ذی الحجه را و امیدوارم خداوند به حق امیرالمومنین علی علیه السلام به ما توفیق بهره برداری از نورانیت این دهه مبارکه عنایت بکند به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

از باب ادب تشکرمی کنم از مدیریت و مسئولین محترم جامعه ایمانی مشعر بردار عزیزمان حاج مهدی سلحشور و برادر عزیزم آقای آبفروش و همه همکاران محترمشان که این فرصت را به نهضت جهانی نهج البلاغه خوانی اختصاص دادند. همچنین از شما برادران عزیز، افسران جنگ نرم در عرصه هیات که حوصله می کنید و عرائض این ناچیز را گوش می کنیم. امیدوارم عمری که برای این جلسات از جمله عرائض این حقیر می گذارید جزء باقیات الصالحات شما بشود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

مقدمه

من مقدمتا یک گزارش چند دقیقه ای از این حرکت جهانی خدمت شما عرض می کنم و بعد پیشنهاد خودمان را برای تلفیق این حرکت با هیات خدمت شما تقدیم می کنیم. نهضت جهانی نهج البلاغه خوانی یک حرکت صد در صد خود جوش مردمی است که امروز به لطف خدا به 29 کشور جهان در نقاط مختلف جهان از اروپا و آمریکا از آسیا، آفریقا و بعضی کشورهای دورتر رسیده و الان که ما در مورد این نهضت صحبت می کنیم به عنوان یک حرکت واقعا مردمی نه ساختمانی دارد و نه یک ریال بودجه.     

 

به جهت این که این حرکت نه احتیاج به ساختمان دارد نه احتیاج به بودجه دارد. کاملا بر دوش مردم و با عشق و رغبت، تمام طوائف و تمام مذاهب مخاطب این نهضت هستند و در کشور عزیز خودمان ، برادران عزیز اهل سنت ، هموطنان مسیحی و کلیمی ها ، انواع و اقسام مذاهب با ما نهج البلاغه می خوانند. و حتی مروج نهج البلاغه هستند. ما در سفر اخیری که به افغانستان داشتیم، موج گسترده ای از مولوی های اهل سنت تحت تاثیر این حرکت پای نهج البلاغه آمدند و ما ستاد اهل سنت را تشکیل دادیم و همین الان مشغول آماده کردن مقدمات ارسال هزار جلد نهج البلاغه به افغانستان هستیم. فضاهای بسیار زیادی در کشورهای مختلفی که توفیق داشتیم این حرکت را پیش بردیم، برای ما پیش آمده است. برای شما هیاتی ها استنثناً جای تعجب نیست که من عرض بکنم بیش از چند صد هزار نفر فقط در داخل ایران دارند با ما نهج البلاغه می خوانند بدون هیچ تشویقی و بدون هیچ امتیاز مادی و بدون هیچ جذابیتی غیر از خود فرمایشات امیرالمومنین که دیگر از این جذاب تر چیزی بعد از قرآن نیست. در حالی که ما نه ستادی به معنای ساختمان داریم نه بودجه ای از جایی داریم. به خاطر اینکه شما سالهاست میراث دار یک حرکت بزرگ خودجوش مردمی و جهانی هستند به نام روضه اباعبدالله الحسین علیه السلام که در تمام دنیا و در تمام ساعات روز تعدادی از جلساتش همیشه برپاست و نه ستاد مرکزی جایی دارد ونه از جایی بودجه می گیرد. کاملا روی دوش مردم پیش می رود. خودتان احتمالا در بعضی از شهرها که با اقلیت های مذهبی هم نشین هستید دیدید که حتی اقلیت های مذهبی هم جلسات مفصل برای سیدالشهدا علیه السلام دارند. من خودم یک دهه جایی سخنرانی کردم . گفتند که این مجلس دهه محرم مسیحی هاست. و بیش از صد سال است که منظم برپاست. آن را کدام ستاد مرکزی بودجه اش را می دهد و برنامه ریزی می کند. در کشور امریکا در بعضی از ایالت های معروفش روز عاشورا تقریبا نیمه تعطیل است و معروف است به hosein day، روز حسین. و غیر از شیعیان و اهل سنت ، مسیحی ها و بودایی ها و هندو ها ، همه دسته می روند برای اباعبدلله الحسین. ما یک بار یک همچین تجربه ای جلوی چشم مان بوده، منتهی به دلیلی که الان وقتش نیست، آفت ساختار زدگی، ساختمان زدگی، بودجه زدگی، امکانات زدگی، کار فرهنگی ما را معطل کرده، ما در نهضت جهانی نهج البلاغه خوانی از اول خط مش ما این بود که این کار واقعا باید مردمی پیش برود، و خود امیرالمومنین علی علیه السلام عنایت کردند و این کار فعلا به صورت مردمی پیش می رود و کار به سرعت گسترش پیدا می کند. آمار واقعی ما در داخل ایران روزانه 1031 نفر جذب به نهضت جهانی نهج البلاغه خوانی است. چون روشش را هم عرض بکنم می بینید واقعا جز کتاب خواندن چیز دیگری نیست و باید رفت فکر کرد که چه جذابیتی دارد که این قدر آدم جذب این مجموعه می کنید.

ضرورت طرح

دلیل راه اندازی این نهضت این بود که ما در فضای داخلی خودمان و بعد در فضای جهانی نگران این نکته خیلی مهمی بودیم و آن تشدد گفتمانی بود. تشدد گفتمانی یعنی این که گاهی وقت ها زیر یک سقف به اسم منزلی و خانه ای 5 نفر زندگی می کنند و ظاهرا تنهایی شان کنار هم هستند ولی تنها دارند زندگی می کنند.پدر برای خودش یک عالمی دارد، او برای خودش یک آروزهایی را تعریف کرده، یک حب و بغض هایی را تعریف کرده، یک منشی راتعریف کرده . همسرش یک عالم دیگری دارد. دختر بزرگ یک عالم دارد. پسر یک عالم دارد. پنج نفر در یک خانه پنج عالم کاملا متفاوت دارند. حالا این را ضرب بکنید در یک جامعه هشتاد میلیونی ، بعد فرض بکنید در یک امت یک میلیارد و چند صد میلیونی و بعد ضرب بکنید در یک جامعه بشری هشت میلیاردی. چه جنگلی راه اندازی می شود به اسم زندگی بشری. که ما هیچ کدام انگار گفتمان مان سازگار نیست. این اتفاق برای ما از این جهت خیلی اهمیت داشت که بالاخره در بستری زندگی می کنیم، دینی به گردن ماست به اسم انقلاب اسلامی. که قرار بود از نقطه ام القراء جهان اسلام آباد بکند و دنیا را اصلاح بکند. وقتی در خاستگاه خودش گفتمان انقلاب اسلامی رو به تهدید و تضعیف می بینیم دیگر معلوم میشود در دهه های آینده در دنیا چه اتفاقی می افتد. چند سالی ما در همین شهر مقدس قم با تعداد بسیار اندکی با دوستان فاضلی که می فهمیدند که این درد بزرگترین درد اسلام و انقلاب است که گفتمان انقلاب اسلامی دارد به فراموشی سپرده می شود، آرام آرام کارهایی را انجام دادیم در حوزه اندیشه و اسناد راهبردی و در مجموع ما به این نتیجه رسیدیم که از این سنخ کارها ، کار جدی در نمی آید. کارهای نخبگانی به جای خودش صد در صد لازم است اما اگر برون داد اجتماعی نداشته باشد، هیچ اتفاقی نمی افتد. چون ما نمی توانیم قطار در حال حرکت جامعه را متوقف کنیم و اصلاح کنیم. باید همزمان با این کار حرکت کنیم. کشیدیم از آن جمع کنار و از خدا مدد خواستیم که به ما یک توفیقی عنایت کند و به سرنخی برسیم که کل این جامعه را تحت تاثیر یک گفتمان پسندیده و متعالی و معصوم قرار بدهیم. بدون خطا. به ظاهر خیلی کار سختی بود. که چگونه از یک جوان نماز شب خوان و راهیان نوری عاشق شهدا تا آن جوانی که سگ جلویش می اندازد و می آید به بالای شهر تهران، این ها را چگونه باید به هم پیوند داد. که از نظر فکر و آرمان مانند هم بشوند. از نظر حب و بغض مثل هم بشوند و در صحنه اقدام هم به صورت خودکار همان تصمیم را بگیرند که در راستای گفتمان مورد توقع ماست.

 

 

طرحی برای پیوند گفتمان ها

برای رسیدن به طرح، مراجعه کردیم به حلال مشکلات قرآن کریم که تبیان لکل شیء و پرسیدیم که ما چه کار باید بکنیم که به یک گفتمان واحد برسیم و این گفتمان را به سرعت در سطوح مختلف جامعه از علما و مراجع و اساتید تا عوام مردم به هم پیوند بدهیم و بتوانیم یک حرکت بزرگ فکری و فرهنگی و اجتماعی راه بیاندازیم. قرآن به ما یاد داد که هر گفتمانی اگر بخواهد ماندگار و گسترده بشود اول باید کتاب داشته باشد. لیظهره علی دین کل، در مورد اسلام هم گفته است، برایش کتاب فرستاده. قرآن. آن کتاب باید هفده ویژگی داشته باشد. که این ها یکی یکی درآوردیم و به قرآن عرضه کردیم و بعد هم دوم اینکه شخصیتی پشت سر این باشد که هر جای دنیا که گفتند حالا این تئوری هایی که در این کتاب نوشتید یا برای ما آوردید خروجی هم داشته است. کسی شده است که به تمام این ها متصل بشود؟ که در مورد آن نگاه قرآنی پیغمبر عزیز اسلام ، لقد کان فی رسول الله اسوه الحسنه. ما به این نتیجه رسیدیم که برای گفتمان انقلاب اسلامی ، برای گفتمان اهل بیت علیه السلام در عصر ما ، باید به یک کتاب برسیم که آن هفده ویژگی را داشته باشد. آن هفده ویژگی را بر هر کتابی که شما به ذهن تان برسد ، از کتب معتبر خودمان گذاشتیم، جواب نداد جز نهج البلاغه. حتی قرآن کریم. نه اینکه قرآن ضعف دارد، زمانه تغییر کرده . و اگر قرآن را بیاوریم وسط خودش تازه محل بحث است. خود امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه به ابن عباس که مفسر قرآن است، می فرماید که تو جلوتر برو و با خوارج بحث کن. مناظره کن. گفتگو کن. شاید از این دشمنی دست بردارند. وقتی می خواهد حرکت کند می فرمایند ابن عباس با خوارج با قرآن بحث نکن، اثر نمی کند. چرا ، چون آنها خودشان را مدعی فهم قرآن می دانند و فهم امیرالمومنین را اشتباه می دانند. از آن طرف چون علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید قرآن صامت است. نمی تواند خودش حرف بزند، باید یکی از طرفش حرف بزند. قاعدتا قرائت های مختلف پیش می آید، هیچ خاصیتی ندارد. راهبردی دیگری را در آن جا به او یاد می دهد.

 

 

 

امروز ما دنبال یک گفتمانی باید باشیم که چند ویژگی داشته باشد. بعضی موارد را عرض می کنم.

تمام سلایق جامعه در عرصه فرهنگی، سیاسی ، اجتماعی، سبک زندگی اگر در هر نقطه ای دست گذاشتیم و اختلاف داشتند، به آن نقطه که رسیدند بگویند که آن را که همه دوست داریم. ما اگر بخواهیم با یک مسیحی گفتگوی دینی بکنیم نمی توانیم بگوییم قال صادق و قال باقر، برای او حجیت ندارد. نمیتوانیم بگوییم که قرآن گفته است. برای او حجیت ندارد. چه کاری می کنیم؟ فعلا موقتا قال صادق و قرآن را می بوسیم و کنار می گذاریم و می گوییم که بیا عقلی بحث کنیم. عقل که بین من و تو مشترک است. وقتی با مبانی عقلی بحث کردیم و او را مجاب کردیم، رفت پای قرآن و مسلمان شد، حالا با قرآن با او بحث می کنیم، او را شیعه می کنیم. صبح تا شب می گوییم قال صادق. ما در جامعه خودمان به این نتیجه رسیدیم، هر چقدر، من نمی خواهم درصد بدهم، درصدی از جامعه ما به هر دلیلی با المان ها و نمادهای صریح انقلابی مسئله دار شده اند. به هر دلیلی که ما فعلا کار نداریم. یعنی اگر یک روزی در این جامعه در دهه شصت می گفتیم، امام فرموده، همه تعظیم می کردند نسبت به فرمایش امام، امروز درصدی از جامعه دیگر این را قبول نمی کند. امروز اگر بگوییم رهبر معظم انقلاب، یک درصدی متاسفانه از این توفیق محروم هستند، مسئله دار هستند، شبهه دار هستند، موضع دارند. حالا ما دست برداریم. حالا اگر مسیحی قال صادق را قبول ندارد ما دست برداریم؟ ما نه، قال صادق را می دانیم که دقیقا در طول قرآن است. قرآن هم دقیقا در طول مباحث عقلی است. این را می بریم کنار و آن را می آوریم. یعنی یک لایه می رویم عقب تر، عقب تر. چون می دانیم هر چقدر برود به عقب جبهه حق آنجاست. یک کمربند امنیتی فکری است. ما به این نتیجه رسیدیم که باید برویم یک چیزی را بیاوریم و آن کسی که مطهری را قبول ندارد ولی به آن که می رسد قبول دارد. از همان نقطه شروع کنیم او را بیاوریم جلو. و آن فقط امیرالمومنین علی علیه السلام است و محبت و ارادتی که اگر در قلبی نباشد، خدا فرموده که آن نفاق دارد و پیغمبر هم نمی تواند کاری بکند. علی علیه السلام و الصلاه در نهج البلاغه یک حکمتی دارند، همه شما مستحضر هستید، اما از باب اینکه هم ذکر علی عبادست هم یک قلبی را جلا بدهیم این حکمت را برای شما می خوانم. حکمت 45 نهج البلاغه است. سرمایه ما تا روز قیامت برای هدایت تمام بشر امیرالمومنین علی علیه السلام است. و حداقل و کف آن سرمایه ، اندکی محبت به امیرالمومنین است. حتی نداشتن بغض امیرالمومنین. همین قدر. یعنی اگر در عالم کسی بغض علی نداشته باشد، قابل هدایت است. در حکمت 45 امیرالمومنین عباراتی دارند که ای کاش در مدرسه ها ما این را به بچه ها یاد می دادیم، حفظ کنند، بفهمند و زندگی کنند.

               لو ضربت خیشوم المؤمن بسیفی هذا على أن یبغضنی ما أبغضنی . اگر من علی با همین ذوالفقاری که در دست دارم، بینی مومن را بزنم و قطع کنم این تعبیر کنایه است از اینکه هم بزنمش و هم او را تحقیر کنم. چرا نمی گوید دستش را قطع کنم. بینی مومن را قطع کنم برای اینکه از من بدش بیاید، ما ابغضنی، از من بدش نمی آید. وَلَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ یُحِبَّنِی مَا أَحَبَّنِی. برعکس اگر تمام مال دنیا را جمع کنم، پای یک منافق بریزم که از من خوشش بیاید، خوشش نمی آید. چرا؟ وذلک انه قضی فانقضى على لسان النبی امی. این که من علی دارم می گویم، مومن را تکه تکه کنم از من بدش نمی آید و منافق را دنیا دنیا به او طلا بدهم از من خوشش نمی آید، حرف من نیست، اول در لوح محفظ حکم قطعی الهی شد. بعد بر زبان پیامبر امی جاری شد که چه؟ یاعلی، لا یبغضک مؤمن، ولا یحبک منافق. تا ابد هیچ منافقی نمی تواند از تو خوشش بیاید. و هیچ مومنی از تو بدش نمی آید. از این هزار مفهوم می شود گرفت. کسی که سر سوزنی محبت علی را دارد این می تواند در دایره اهل ایمان وارد بشود. و اگر کسی سر سوزنی بغض علی داشته باشد، دیگر نباید او را کاری داشته باشیم. و الحمدالله رب العالمین، جهان بشری امروز که هشت میلیارد عضو دارد، یقینا بالای نود درصد فقط کافی است بوی عطر علی به آنها برسد تا شیفته او شوند. از جرج جرداق مسیحی ببینید تا آن زن اروپایی مسیحی که بعد از این هم درس و بحث و مقاله وقتی رسید به نهج البلاغه وصیت کرد وقتی از دنیا رفتم روی سنگ قبرم فقط یک جمله از حکمت های علی را بنویسید. کنایه از اینکه هر چه گفتیم و نوشتیم و خواندیم به درد نمی خورد. و آن حکمت را در سنگ قبر زن دانشمند مسیحی اروپایی به زبان عربی نوشتند. که الناس نیام و اذا ماتوا انتبهوا. مردم در خوابند وقتی می میرند بیدار میشوند. بنده در امریکا دعوت شدم به یک کلیسایی در شیکاگو، روز قبلش من عصری وقت داشتم روی جی پی اس مراکز اسلامی را جستجو کردم، دیدم یک مرکز اسلامی چون مکان ندارند و امکانات ندارند، چهارشنبه ها می روند یک کلیسا را اجاره می کنند و برنامه هایشان را اجرا می کنند. رفتم به آن سری زدم و خوششان آمد. نماز و سخنرانی و این حرف ها. من هم هر جای دنیا بروم یک نهج البلاغه فقط در دست می برم. فقط. هرجا که بروم. نشستیم و برای آنها از نهج البلاغه گفتیم. از ملیت های مختلف بودند. لبنانی بود. عراقی بود. اروپایی بود. از نهج البلاغه یک مقدار برای او خواندیم و تمام. شب آمدیم بخوابیم. همراه ما گفت که کشیش بزرگ شیکاگو زنگ زده و با شما کار دارد. شروع کردیم با همدیگر حرف زدند. گفت می شود از شما دعوت کنم فردا شب یعنی شب جمعه این کتابی که امروز فلان جا خواندید برای ما بخوانید. گفتم اولا شما من را از کجا می شناسید. بعد مگر شما شب جمعه برنامه دارید؟ گفت که امروز شما به یک کلیسایی رفته بودید. کتابی دست شما بود. برای مردم مسلمان از این کتاب خواندید. وقتی جلسه آنها تمام شد و رفتید بیرون. مسئول کلیسا دوست من بود. به من زنگ زد و با گریه و ذوق و شوق می گفت من نمی دونم چه بود، ولی یک روحانی آمده بود برای این ها یک کتابی می خواند ، از کلام مسیح قشنگ تر. بیا برای ما بخوان. گفت آخه شب جمعه؟ گفت ما می خواستیم بگذاریم برای یکشنبه ، گفتند که شما جمعه از اینجا می روید. من مردم را جمع می کنم. مستحضر باشید اینکه به شما تهمت می زنند که در هیات شام می دهند، در امریکا کافی است یک ساندویچ بدهی دو هزار نفر جمع می شوند در سالن و حرفت را گوش می دهند. خیالت راحت باشد. آزنده تر از ما پیدا نمی کنی. فردا رفتیم و دیدیدم که چه جمعیتی را جمع کرده و خودش هم دو سه دقیقه مودب ما را معرفی کرد و نشست. ما این کتاب را باز کردیم و نگفتیم که برای کیست و دینش چیست؟ زنده است یا رفته است. از بعضی از بخش های نهج البلاغه مولا علی علیه السلام که می دانستم با ذائقه مسیحی ها آشنا تر است خواندم. مثلا این فراز از نامه 31 نهج البلاغه که امیرالمومنین علیه السلام به پسر بزرگوارشان امام مجتبی می نویسند. ای پسرم نفس خود را میزان و میان خود و مردم قرار بده. پس آنچه را برای خود دوست داری برای دیگران هم بپسند و آن چه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند. ستم روا مدار آن گونه که دوست نداری به تو ستم کنند. نیکوکار باشد آنگونه که دوست داری به تو نیکی کنند. و چند جایی از نامه ها و خطبه ها را خواندیم و کم کم این آقا شروع کرد به گریه کردن و جمعیت شروع کرد به اشک ریختن از ذوق این کلام و من خوب که تنور داغ شد گفتم که این کتاب ما نیست این کتاب بین المللی است. برای همه عالم است. شخصی این کتاب را نوشته است به اسم علی بن ابیطالب که شما در انجیل به او می گویید ایلیا. این همان ایلیایی است که شما در مورد آن خوانده اید. این کتاب اوست. این طوری می توانید بخوانید. ما دیدیم که موقعیت مناسب است گفتم که که اتفاقا ما یک دعایی از این آقا داریم همین شب جمعه ها ما می خوانیم. می خواهید ما هم بخوانیم. گفتیم که این دعا را ما از خضر نبی استاد موسی کلیم گرفته و داده به یکی از شاگردانش به اسم کمیل بن زیاد. ما دو فراز از این دعا را برای اینها خواندیم مثل روضه خوانی شما مردم ضجه می زدند. چرا ما نمی فهمیم قدر این سرمایه ها را. آن دو فراز دعای کمیل این بود. یک، الهی کم من ثناء جمیل لست اهل لهو نشرته. چقدر از من تعریف های زیبایی در میان مردم پخش کردی، در حالی که من اصلا این خوبی ها را نداشتیم. دوم، الهی و ربی صبرت علی حر نارک و کیف اصبر علی فراقک. خدایا گیرم قیامت علی بر آتش جهنم صبر بکند، دوری تو را چه کند. من اینها را برای مسیحی ها می خوانم و آنها زار زارگریه می کردند. به قول خواجه عبدالله انصاری گفت، الهی آتش فراق داشتی پس به آتش دوزخ چه کار داشتی. غرضم این بود که از آن منطقه بگیرید تا کشورهای دیگری که توفیق شد و رفتیم و کار می کنیم. تا افغانستان پر از حادثه . تمام شهرهایی که ما رفتیم کابل و هرات و مزارشریف، اهل سنت و مولوی هایشان پای نهج البلاغه آمدند. من در نماز جمعه کابل که خدمت شان رسیدیم و دیدیم که امام جمعه آنها چقدر قشنگ انقلابی صحبت می کند، بعد نوبت ما شد و یک صحبتی کردیم، به خود مولوی گفتم که سرتان را بالا بگیرید که خلیفه رسول خدا امیرالمومنین علی بن ابیطالب هم نظرا و هم عملا بزرگترین منادی وحدت در تاریخ است و احدی به پای او نمی رسد. بعد خطبه 27 نهج البلاغه را باز کردم و گفتم چه کسی مثل علی را پیدا می کنیدکه درباره وحدت این حرف ها زده باشد. حضرت درآنجا می فرماید سیلحک فیه السنفان، در آینده نزدیک دو گروه به خاطر من به جهنم می روند و هلاک می شوند. یک ، محبا مسرف. اول دوست افراطی من. که این محبت افراطی یذهب به الحب الی غیر حق. او را به باطل می کشاند. می رود به جهنم. دوم ،مقرض مفرط. بعد می گویند که علیکم بالثواب اعظم. بچسبید به جمعیت های بیشتر. ایاکم والفرقه. به شدت از تفرقه بپرهیزید. چون گروهی که از امت جدا بشوند طعمه شیطان هستند همچنان که گوسفندی که از گله جدا شد طعمه گرگ است. بعد این جمله را برای او گفتم. این را خداوکیلی نباید بر سر دانشگاه ها بزنید. بر سر در نمازجمعه ها بزنید. که علی علیه السلام می فرماید علی من دعاء الی هذا الشعار ، آگاه باشید هر کس شما را دعوت به شعار تفرقه کرد، فقتلوهو ولوکان تحت امام حاضر. بکشید حتی اگر زیر عمامه علی باشد چه برسد به عمامه های انگلیسی. کسی شما را دعوت به تفرقه کرد بکشیدش حتی اگر زیر عمامه علی بود. این قدر ذوق زده شد انگار کتاب را ندیده بود. به او هدیه دادم. برای خود مولوی ها جدا جلسه راه انداختیم. من عرضم این است که اگر یک همچین سرمایه وحدت آفرین یک همچین سرمایه ایجاد یک انسجام درونی و بعد بیرونی بین میلیون ها بلکه میلیارد ها انسان دست ماست چرا داخل هیات خودمان این اتفاق نمی افتد. هیات امام حسین را که نمی شود فیلتر کرد. بگذار همه تیپ ها و همه سلیقه ها بیایند اما همین طوری با اختلاف سلیقه و تیپ نمانند. ما تنها چیزی که پیدا کردیم و می تواند این اختلاف ها به یگانگی و انسجام تبدیل کند حب علی بن ابیطالب است و این حب تا پای معرفت نیاید از دریچه این کتاب ، حتی ممکن است از داخل آن سیهتک فی سنفان در بیاید. محب افراطی که به خاطر حب علی به جهنم خواهد رفت. پس بیایید به آن جهت بدهید. اگر از من خوشش نمی آید از علی بن ابیطالب خوشش بیاید. اگر حوصله هشتاد جلد آثار شهید مطهری را ندارید یک جلسه نهج البلاغه را که حوصله دارید. خیلی حرف داریم پشت این منتهی چهل دقیقه وقت دارم. نمی خواهم از این وقت تعدی کنم و الا برای شما توضیح می دادم. هیچ وقت فکر کردید که خدایی که از یک طرف فرمود اگر تمام جن، انس و ملک نویسنده درختان قلم و آب دریاها مرکب بشوند که کلمات پروردگار شما را بنویسند نمی توانند بنویسند، پس چرا همه را در یک جلد قرآن جمع کرده است؟ اگر سه جلد می شد من و تو هم نمی خواندیم. یک جلد کتاب دست گرفتیم و می دهیم به همه ملت. چه طوری؟ دوباره مراجعه کردیم به قرآن و حالا ما آدمش را پیدا کردیم ، امیرالمومنین علیه السلام که خودت در قرآن می گویی که علی. پیامبر هم می گویند انا مدینه العلم و علی باب. اگر از علی نیایی به ما هم نمی رسی. خودش هم در خطبه 175 نهج البلاغه می فرماید که به خدا سوگند اگر بخواهند هر کدام از شما را از آغاز و پایان کارش و از تمام شئون زندگی اش آگاه می سازد، اما از آن می ترسم که با این گونه خبرها به رسول خدا کافر شوید، بگویید علی خداست. من بخواهم می توانم همه چیز را بگویم. بعد شروع می کنند و نکاتی را می گویند. می فرمایند به خدا قسم جز به راستی سخن نمی گویم پیامبر خدا همه اطلاعات را به من سپرده است. و از محل هلاکت آن کس که هلاک می شود، و جای آن کس که نجات می یابد و پایان این حکومت،همه را به من خبر داده است. زمین و زمان و خدا و پیغمبر و علی می گویند هر جا بروی خبری نیست جز در سینه علی بن ابیطالب . اگر ما بتوانیم با سرمایه محبت مادرزادی که داریم بکشانیم همه را به این سمت و با این کتاب نورانی عمق بدهیم و در این عمق دادن اختلاف فهم ها و اختلاف سلیقه ها را امیرالمومنین بشورد و کنار بگذارد، ما به یک جمعیت چند صد میلیونی تبدیل خواهیم شد که در عین حال که هر هیاتی استقلال خودش را دارد یک اتصال مبنایی به بقیه عالم هم دارد و آن هم نهج البلاغه است و آن هم مولا علی علیه السلام. رفتیم سراغ قرآن که ما این را پیدا کردیم به لطف خدا. نهج البلاغه است و امیرالمومنین. چگونه جهانی بکنیم؟

 

           کلیات طرح

           هر گفتمانی را برای این که بتوان جهانی بکنید، دو تا راهبرد بیشتر لازم نیست. یک در حوزه محتوا و دوم در حوزه اجرا. در حوزه محتوا کتاب تان را آسان کنید. وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ. ما قرآن را آسان کردیم تا احدی در هیچ زمانی با هر سطح سوادی بگوید که ما دوست داشتیم برویم از اسلام خبر بگیریم ولی قرآنش خیلی سخت بود. ما آسان کردیم. تو هم برو آسان کن. دوم در حوزه پیشروی و اجرا، ارزان سازی. به همه رسولانش فرموده در قرآن رفتید سراغ مردم، چون می خواهید گفتمان توحید را حاکم بکنید، سپر مردم را بیندازید. می ترسند که کار فرهنگی هزینه بر باشد. بگویید و ما اسئلکم علیه من اجر. ما سر سوزنی از شما مزد نمی خواهیم. مجانی مجانی کار می کنیم. ما این کتاب را دست گرفتیم و به لطف امیرالمومنین علیه السلام اول آسان کردیم و به همه عالم و آدم گفتیم که شما با این شش نکته ای که می گوییم به راحتی می توانید بدون شرح و تفسیر استاد نهج البلاغه بخوانید. شش نکته عبارت است از اینکه یک، ترجمه بخوانید. عربی لازم نیست. در ایران فارسی، در پاکستان اردو، در انگلستان انگلیسی. دوم ،در ایران ما 74 ترجمه را بررسی کردیم، ساده ترین ترجمه اش برای مرحوم محمد دشتی است. خدا رحمتش کند. یک درصدی خطا دارد. به لطف خدا یک تیم خوب نشستیم و داریم اصلاح می کنیم. حکمت ها کامل تمام شده است و نامه ها از هفته قبل شروع کردیم. سوم، به مردمی که می گویند حال ندارند کتاب بخوانند و وقت ندارند. گفتیم بین پنج الی ده دقیقه در شبانه روز کافی است. چهارم، به مردم گفتیم که این کتاب را از اول نخوانید. اول خطبه هاست بعد نامه هاست بعد حکمت هاست. شما از حکمت ها شروع کنید. جملات کوتاه. متنوع و کاربردی. دو دور حکمت ها را از اول تا آخر شمرده شمرده فارسی می خوانند . تمام که شد نامه ها را می خوانند اما نامه ها از آخر به اول می خوانند چون کوتاه تر و آسان تر است. نامه ها که تمام شد خطبه ها را مثل نامه ها از آخر به اول شروع می کنند. چون خطبه های آخر بسیار ساده تر و کوتاه تر است. پنجم، به مردم گفتیم که در این گام اول که باید چند دوری ترجمه بخوانید ضرورتی ندارد که حفظ و یاد داشت کنید، فقط بخوانید. برادران عزیز، این طلبه ضعیف نزدیک چهار سال است که در صدا و سیما و در حرم امام رضا و در دانشگاه و در خارج و داخل ، هر سخنرانی که در هر موضوعی بوده، از یادواره شهدا تا اسلامی سازی علوم اسلامی از غیر نهج البلاغه نبوده، ولی خدا شاهد یک دقیقه وقت برای حفظ کردن نهج البلاغه نگذاشتم حتی همین عبارات امروز را حفظ خواندم. من وقت نگذاشتم. بخوانید و انس بگیرد. ششم ، این نکته به مردم گفتیم که شما در دور اول هر جایی را هم که متوجه نشدید فعلا رد بشوید. همه اینها را تبیین علمی کردیم. کتابش هم انشاءالله چاپ می شود. با این روش آ سان سازی کردیم. گفتیم شبی ده دقیقه خودت و زن و بچه ات دور هم بنشینید و هر کس هم یک کتاب نهج البلاغه دستش. پسرت یک حکمت بخواند، تشویقش کن، دخترت و خانمت . ده دقیقه شد جمع کنید و بگذارید کنار. لااقل خودت روزی ده دقیقه این را می خوانی. ارزان سازی کردیم. از این جهت که گفتیم هر آقا و خانمی در هر جای ایران ده نفر آدم را جمع بکند، برای هر مناسبتی با هر تیپ و سر و وضعی مجانی، جلسه اول را برای او راه می اندازیم. یعنی یک سخنرانی انگیزشی متناسب با شخصیت و سطح و سواد و موقعیت و مناسبت می کنیم، همه را به نقطه جوش می رسانیم . روش را هم یاد می دهیم. این کتاب هم در دست شان و شروع بکنند به خواندن. از آن جلسه به بعد هم جلسه شان را پشتیبانی می کنیم. و کردیم. تا امروز خود حقیر و فقیر نزدیک به چهار هزار جلسه راه انداختم در ایران. جمعیتی زیادی از خواهران و برادران یکی یکی جذب شدند و الان ما چند صد نفر زن و مرد داریم در ایران که خودشان می روند و تبیین می کنند جلسه راه می اندازند. دو نفرشان الان بیرون میز نهج البلاغه را اداره می کنند. امروز فقط ما در مشهد مقدس یک زن و شوهر داریم که به تنهایی هفت هزار نفر را نهج البلاغه خوان کرده اند. و الان ما در ایام غدیر که همایش نهج البلاغه راه می افتد فقط برای این خانم و کسانی که دعوت کرده است یک همایش جدا گرفته ایم. اتفاق بسیار شیرینی است. ما مجانی راه می اندازیم. آنها هم که کاری ندارد. ده نفر دور هم در یک خانه یا مسجد یا هیاتی می خوانند. می ماند کتابش که گران بود. این کتاب 25000 تومان است. خدا عنایت کرد و نهضت جهانی نهج البلاغه خوانی به مدد خیرینی که ما نمی شناختیم و خودشان داوطلب شدند این کتاب را هشت هزار تومان کرد. و در سراسر ایران هر کس هر چقدر می خواهد ، یک شماره زنگ می زند و برایش می فرستند. حالا در هیات چه کار می شود کرد. ما در هیات آقای سلحشور در قم این نمونه را انجام دادیم. در هیات عاشوراییان اصفهان همین الان رسمی که گذاشتیم هنوز هست. در حسینیه انقلاب اسلامی که در قم راه انداختیم هنوز هست. الان هیات آقای بیوکافی در رشت ،هیات ثارلله همین هست. ما دو تا پیشنهاد داریم، تبلیغ زیبا و جدی این نهج البلاغه را شخصیت های اثر گذار هیات در بچه ها بکنند، همه یک عدد نهج البلاغه می خرند. کتابش با ما. می فرستیم. قبل از منبر بیست دقیقه الی نیم ساعت آقایان دور هم، خانم ها هم دور هم. نهج البلاغه به دست شروع می کنند به خواندن. این یک حکمت می خواند. آن دیگری یک حکمت و می روند به جلو. منبرهای ما هم نهج البلاغه ای شده .یعنی ما الان منبر می رویم. کل جمعیت در دست نهج البلاغه می گیرند. و ما موضوع مان را مثل دهه محرم سال گذشته که برای ما عوارض خاصی هم داشت ما جریان نفوذ را از نهج البلاغه گفتیم. چند هزار نفر هم در پای منبر نهج البلاغه به دست گرفتند. هر چی گفتیم از نهج البلاغه آدرس دادیم و خواندیم و رفتیم. و روز دوم و سوم مسئولین محترم دانشگاه ستاد بحران علیه ما تشکیل دادند ، علیه امیرالمومنین البته. چون رئیس دانشگاه اخیرا اصلاح طلب زمان خاتمی شده است. از دهه محرم به این طرف به لطف خدا هر جلسه ای که بسیج ، انجمن اسلامی در دانشگاه اصفهان می گذارد، رئیس دانشگاه اگر ما باشیم سخنرانش، آن را لغو می کند. گفت طلبه ای چند وقت است که گمشده ، هر کس پیدا کرد به اولین صندوق پستی بیندازدش. و برای من افتخار است، ببینید به چه چیزی فشار می آورد. من غیر از نهج البلاغه امیرالمومنین چیزی نخواندیم. در حرم حضرت رضا علیه السلام که ما توفیق سخنرانی داریم، اوایل محرم ، هشت روزی من منبر داشتم، از نهج البلاغه شاخص های مدیران ارشد نظام اسلامی در نهج البلاغه را می گفتیم. به لطف آقای رئیسی هم پنج هزار نهج البلاغه در قفسه ها بود، جوان ها بین مردم در رواق امام خمینی پخش می کردند و ما هم آدرس می دادیم. مثلا گفته است که ساده زیست باشد، نامه سوم را باز کن. می خواندیم. نامه 45 را باز کن . ما فقط می خواندیم. آمدیم یک روز از منبر پایین. جمعیت زیادی آمدند شماره بده. یک کسی هم معلوم بود که خیلی به او فشار آمده است، گفت چرا از تریبون امام رضا جناحی استفاده می کنید. گفتم ببخشید جناحی یا سیاسی؟ گفت جناحی. گفتم ببخشید صدای من که ضبط شده و این مردم هم که شاهدند. من نه چپ را قبول دارم و نه راستش را قبول دارم. یک کلمه از چپ و راست حرف نزدم. گفت همین حقوق های نجومی که می گی همه می فهمند که اصلاح طلب ها را می گویید. همه خندیدند. فرزنداش گفتند که بیا برویم آبرویمان را بردید. اقرار العقلا علی انفسهم جائز . ما چیزی نگفتیم. گفتیم امیرالمومنین علیه السلام می گوید یک ، مدیر در نظام اسلامی در دوره مدیریتش حق اینکه از مال حلالش زندگی اش را توسعه بدهد ندارد، ببینید نامه سوم چیست. شریح قاضی. قاضی منصوب امیرالمومنین فقط هشتاد دینار داده و یک خانه اضافه خریده، علی علیه السلام او را صدا کرده و چنان پدری از او درآورده. عثمان بن حنیف فرماندار امیرالمومنین در بصره فقط رفته است و یک شام با سرمایه دارها خورده. نامه 45، می گوید که تو دروغ می گویی که حزب اللهی هستی. مگر تو نمی گویی پیرو علی هستی؟ آگاه باش هر پیروی را امامی است که از او پیروی می کند و از نور دانش او بهره می گیرد. تو از من پیروی می کنی؟ آگاه باش که امام شما به دو لقمه نان و دو لباس فرسوده اکتفا کرده است. جلوتر می گوید که بخدا قسم از دنیای شما حتی یک وجب زمین در اختیار نگرفته ام. بعد تو ادعا می کنی که وزیر من هستی؟ فرماندار منی؟ پرادو را فروختی و پورشه خریدی؟ مردم می روند و تطبیق می دهند به من چه ربطی دارد؟ بگویم که امیرالمومنین هم حرف نزند. وقتی که می گویی مردم ذهن شان می رود سراغ حقوق های نجومی و می فهمند، منظوراصلاح طلب هاست. به من چه ربطی دارد؟ طرف گفت ما یک خانه سنتی داشتیم، فروختیم و در یک برج زندگی می کنیم. گفت چطوره؟ گفت خیلی عالیه؟ دیگه سوسک ندارد. گفت همه چیز جور است؟ گفت فقط یک مشکل داریم. گفت هر کس در این مجتمع دویست واحدی هر چه گم می کند اول می آید در واحد ما سراغش را می گیرد. گفت خب تهمت است به رئیس ساختمان اعتراض کن. گفت از بدبختی همیشه هم در واحد ما پیدا می شود. من چه کار کنم. می گویی حقوق های نجومی به آن سمت می رود. می گویید که فرار کردند رفتند به امریکا آن طرفی می رود. نهج البلاغه دین مردم را اصلاح می کند. بصیرت مردم را اصلاح می کند. پیشنهاد من به شما عزیزان این است که در تمام کشور هم به لطف خداوند آدم داریم، بعضی از استانها این قدر کار پیشرفته است که قرارگاه داریم بدون ساختمان. اصفهان، چهارمحال و بختیاری، گیلان، خراسان رضوی، قم. ما هر جا شما بگویید برای هر جلسه ای از صد نفر الی هزار نفر ده هزار می آییم و جلسه را تبیین می کنیم، روش را یاد می دهیم. همه کار برایتان می کنیم. بیایید تا تمام نشده است مردم را بیاورید پای نهج البلاغه. دو تا دلیل که عرضم را با اینها تمام می کنم. یک ، محبت امیرالمومنین اگر گره نخورد با اندیشه امیرالمومنین یا کم کم مضمحل می شود یا به سرعت منحرف می شود. این امیرالمومنین است. من در امریکا نشستم در تلویزیون. به بهانه نهج البلاغه خوانی که اصرار کردن بیا و توضیح بده. یک جلسه روش را توضیح دادم، یک ساعت ونیم. این قدر تماس ، گریه و زاری از امریکا و کانادا ، عجب کتابی است. این حاج آقا را چرا دیر آوردید. گفتم که فردا می آیم. یک نمونه خودم از کتاب موضوعش را در می آروم، زیر نویس هم می کنیم. هر کس نهج البلاغه دارد بیاورد پای تلویزیون. گفتیم سیره عملی امیرالمومنین در مواجهه با دشمنان خودش. بهتر از این. که اللهیاری احمق در آنجا نشسته و توهین به مقدسات اهل سنت می کند و این قدر هم به او پول می دهند، بشنوند. ما از نهج البلاغه برای مردم گفتیم که امیرالمومنین با دشمنانش چگونه برخورد می کند. در خطبه فلان گفته است که به یاران معاویه فحش ندهید. انی اکرم لکم ان تکون ... من بدم می آید که یار من فحش بدهد به هر کسی. گفتند یار معاویه است. گفت که نباید بگویید. دعا کنید که خدا آنها را هدایت کند. ببینید که فلان جا از خلیفه دوم حمایت کرده است. بعد گفتیم که چطوری باورتان می شود که طرف اسم شبکه اش را به اسم اهل بیت و امام حسین می گذارد و بعد می آید به مقدسات اهل سنت توهین می کند. دروغ می گوید. دست این در دست انگلیسی هاست. مگر می شود کسی با علی بن ابیطالب باشد و خلاف نظرش عمل کند. مولی علی علیه السلام که این طوری می گوید در وحدت که اگر کسی دم از تفرقه زد بکشیدش حتی اگر زیر عمامه علی باشد. مولی علی علیه السلام که به قرآن این همه توصیه کرده است و در قرآن می گوید که همسران پیامبر امهات شما هستند. مادران شما هستند بعد تو می آیی برای عایشه این حرف ها را می زنی؟ گفتیم و گفتیم و بالاخره اینکه تا مدتی آب ریخته بودیم در لانه این ها. بعد در آنجا گفتیم که البته ما این آقا را می شناسیم. اسم نبردیم. این آقا که می شنید و می گوید که در طول تاریخ شیعه هیچ آقایی مثل من نیامده . من او را می شناسم. ایشان خودش و پدرش و برادرش راننده تاکسی بودند در آمریکا. اللهیاری راننده تاکسی بود. الان استادش و کسی که او را کمک کرد که درس بخواند آمده در لس آنجلس است و خودش هم پیشیمان است. پدرش می آید و به یک عالمی در آمریکا می گوید که این پسر من در نماز کمی می لرزد و اشک می ریزد. این حیف است که راننده تاکسی بشود. می خواهم برود عالم بشود. به خود من گفت. من در لس آنجلس بود و در خانه طرف با او صحبت کردم. گفت من به عشق اینکه او برود و آدم حسابی بشود، پول دادم رفت و چهار سال دیگر برگشت. گفتم که چی شد؟ گفت تمام شد. هر چه در علم بود من جمع کردم. شد اللهیاری. می نشیند در آنجا می گوید مرحوم بهبهانی و علامه حلی. هیچ کدام مثل من نیستند. من بزرگترین عالم شیعه هستم. در حرم امیرالمومنین یکی در خواب به من گفت . این در امریکا می آید و فرقه فرقه می کند. با نهج البلاغه بساطش به هم ریخته بودیم. پیشنهاد می کنیم هیات هایتان را پای نهج البلاغه بیاورید. ما برای منبری هایتان حتی حاضریم که مجزا دوره بگذاریم و محتوا بدهیم . روش بگوییم. سی دی بدهیم. جلسات نهج البلاغه خوانی بیست دقیقه سی دقیقه قبل از منبرتان راه اندازی بشود. یک پیشنهاد آخری هم به بعضی از هیات ها دادیم و نتیجه گرفتند. گفتیم که شما در یک شهر و حداقل در یک محله از شهرتان قطب هستید. بیایید در طول هفته ده تا بیست تا صد جلسه نهج البلاغه خانگی برای شما راه می اندازیم و در هر جلسه هم ده نفر جمع بشوند، صد تا جلسه برای شما در محل تان با محوریت شما راه می اندازیم و همه اینها هفته ای یک بار هم می آیند در هیات شما. آنجا می روند مسائل معرفتی و تربیتی و بصیرتی شان را از نهج البلاغه می گیرند و هفته ای یک بار هم می آیند پای منبر و هیات شما. شبکه داشته باشید. شبکه جلسات نهج البلاغه خوانی.

           خدایا تو را قسم می دهیم به امیرالمومنین که به ما توفیق خواندن و فهمیدن و عمل کردن و ترویج نهج البلاغه را عنایت بفرما.

            دو جمله از رهبر انقلاب برای حسن ختام عرض می کنم. این ها عین عبارتهای آقاست. آقا می فرماید نهج البلاغه کتاب تدوین شده انقلاب اسلامی و آن را باید آئین نامه انقلاب محسوب کرد.

               دوم، به عزیزان ما که در دانشگاه صنعتی شریف که نه طلبگی می خوانند و نه امام صادقی هستند فرمودند حالا فضلا و محققین بروند و تحقیقات را بکنند ، شما معطل فضلا نشوید، دور هم جمع بشوید و جلسه نهج البلاغه خوانی داشتید. خوب که نهج البلاغه خواندید نوبت به قرآن و صحیفه هم می رسد.

 

                                                                                                                                                                        پایان

 

 

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...